تبليغاتX
باد سبا
سلام به همه دوستای خوبم .امیدوارم حال همتون خوب باشه هر چند میدونم تو این روزا با این کودتا هیچ کس حال خوبی نداره و همه در حیرت و ناباوری هستن و نمیتونن این مسایل رو هضم کنن ...از همه بدتر برخورد با این موج اعتراض آرام مردمه ...و کشته شدن بسیاری از مردم از جمله یه دختر که به طرز فجیعی جلوی دوربین جان داد و همه دنیا رو غرق در حیرت کرد که چطور یک حکومت میتونه مردم خودش رو اینجوری قتل عام کنه .در مورد مرگ ندا و اونیکه میخواست بهش کمک کنه و نجاتش بده مطلب جالبی خوندم که دوست دارم شما هم اونو بخونین...خیلی خوشحالم که اون فرد تونست از اینجا فرار کنه و دستگیر نشد :
 
اشپیگل آنلاین - حسنین کاظم
برگردان نسرین بصیری
مردی که به ندا،کمک می کرد که بود ؟
ویدئوی جان باختن ندا مردمان سراسر دنیا را تکان داد. پائولو کوئلیو (نویسنده) وقتی پزشگی را دید که بر بالین ندا زانو زده ، دوست خود را باز شناخت و پس از گذشت چند ساعت نگرانی و ترس و لرز عاقبت از سرنوشت غم انگیز وی با خبر شد
پائولو کوئلیو عاشق اینترنت است . این نویسندۀ برزیلی که کتاب هایش در زمرۀ پرفروش ترین کتاب ها هستند می گوید که هر روز چند ساعتی را در اینترنت سیر می کند. خبر ها را می خواند، داستان می خواند و افکارش را در وبلاگ خود منتشر می کند و چند تا از کتاب هایش را هم به رغم اینکه باعث خشنودی ناشرش نیست! بطور مجانی برای دانلود کردن در اینترنت گذاشته است.

حجازی سمت راست در عکس دیده می شود. او مشغول کمک رسانی نا فرجام برای نجات جان نداست

به این ترتیب پائولو دو کوئلیو یکشنبه شب دیر وقت به ویدئوی ندا آقا سلطان بر می خورد . این دانشجوی رشتۀ موسیقی در تهران علیه حکومت رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد اعتراض می کرده، علیه نارسایی هایی در امر انتخاب مجدد وی و علیه خشونت نیرو های شبه نظامی که تظاهر کنندگان را سر کوب می کردند . کوئلیو از دیدن تصاویر هولناک زن جوان که بر اثر گلوله ای که به او اصابت می کند از پای در می آید ، در هم می شکند. زن همانطور که به دوربین چشم دوخته خون از دهان و دماغش خارج می شود. در همین حال دو مرد کوشش می کنند تا به وی کمک کنند. این تصاویر در تمام دنیا پخش می شود و ندا تبدیل می شود به صدای اعتراض ایرانیان و سمبل مقاومت مردم ایران.


ندا آقاسلطان ، محمود احمدی نژاد، پائولو کوئلیو

کوئلیو در این فیلم چیزی می بیند که آرامش را از وی سلب می کند. این مردی که پیراهن سفید به تن دارد و کنار زنی که دارد از دنیا می رود زانو زده و کوشش می کند به وی کمک کند کیست؟ قیافه اش برای او آشنا نیست ؟ این همان دوست پزشگش آرش نیست ؟ همان که با خانواده خود در بریتانیا زندگی می کند؟ خدای من این مرد در این اوضاع تو ایران چکار می کند؟
کوئلیو یکشنبه شب یک ایمیل سربسته و با ایما و اشاره برایش می نویسد. نمی خواهد دوستش را به خطر بیاندازد:
آرش عزیز اگر آنچه می بینم و می خوانم واقعیت داشته باشد من باید بدانم تو الان کجا هستی. آنوقت تکلیف خودم را می دانم، البته بشرط اینکه مرا راهنمایی کنی.
با مهر
پائولو
آرش چند ساعت بعد به وی پاسخ می دهد.
پائولوی عزیز
من الان در تهرانم . ویدئوی قتل ندا را دوست من گرفته است. تو می توانی مرا د راین فیلم ببینی. من همان پزشگی هستم که کوشش می کند او را نجات بدهد اما موفق نمی شود.
او در آغوش من جان داد. الان که دارم این نامه را می نویسم چشمانم اشکبار است . لطفا نام مرا نبر. من بزودی با جزئیات بیشتری خبرت می کنم
کوئلیو در وبلاگ خود ویدئوی ندای در حال جان دادن و ایمیل هایی که نوشته شده و پاسخ آنرا منتشر می کند
حالا کوئلیو حسابی نگران است چون وقتی به شماره تلفن همراه دوستش آرش زنگ می زند یک باصطلاح ژورنالیست سی ان ان خودش را معرفی می کند.

ندا قهرمان ایرانیان جوان است



عصر دوشنبه کوئلیو دوباره برای دوستش آرش پیامی می نویسد که بشدت نگران امنیت دوستش است و از دوستش مصرا می خواهد : " تو باید به این ایمیل پاسخ بدهی و بگویی آیا حالت خوب است یا نه ؟" از این گذشته برای اینکه بداند واقعا این خود آرش است که پاسخ ایمیل را می دهد از او می خواهد تا نام دوست مشترکی که ژانویه 2001 با هم جشن گرفته بودند را برایش بنویسد.
کوئلیو می نویسد اگر آرش جواب ندهد نام او را به پلیس خواهد داد تا " به این ترتیب از تو محافظت کنم" زیرا دیده شدن از جانب افکار عمومی در این برهه از زمان تنها تدبیر موثر است برای حفظ تو . پزشگ شب سه شنبه پاسخ می دهد ، فعلا حالش خوب است، اما در حال حاضرنزد خانوادۀ زندگی نمی کند . آرش نام دوست مشترک شان را هم ذکر کرد: فریدریک
او در خبر دیگری که از خود می دهد می نویسد قرار است که وی روز چهارشنبه صبح ایران را به قصد انگلیس ترک کند و اضافه می کند " در صورتی که ساعت 2 بعد از ظهر به لند ن نرسم ، حتما یک اتفاقی برای من افتاده است. آرش تاکید می کند "تا آنزمان صبر کن!" . بعد شماره تلفن و ایمیل همسر و پسرش را می نویسد : " در صورتی که اتفاقی برای من بیفتد لطفا هوایشان را داشته باش . اینها تنها هستد و جز تو کسی را تو این دنیا ندارند." آرش همچنین می نویسد دوستی کوئولیو برای او باعث افتخار است "

کوئولیو در وبلاگدش می نویسد، حالا روزنامه نگار برزیلی که آشنای اوست هم سوال کرده که آیا کسی که توی این ویدئو است واقعا آرش است یا خیر. کوئولیو برایش می نویسد ، این درست است! کسی که روی ندا خم شده آرش است اما از وی می خواهد فعلا نام او را پیش خودش نکهدارد.

خبر آرامبخش را کوئلیو روز چهارشنبه دریافت می کند.
ساعت 55: 13 کوئلیو فقط یک جمله در وبلاگش می نویسد: " آرش به فرودگاه لندن وارد شد "

چند روز بعد خود آرش به افکار عمومی مراجعه می کند و هویت خود را آشکار می کند. آرش حجازی38 ساله پزشگ ، ساکن انگلیس . او با بی بی سی مصاحبه می کند و از تجربیات هولناک خود در ایران سخن می گوید :
در خیابان سر و صدا می شنود و به همین خاطر بیرون می رود و داخل جمعی می شود که ندا هم در آنجا بوده است . او فقط چند متری با حجازی فاصله داشته. حجازی صدا را می شنود. از دوستش می پرسد " تیر بود؟!" دوستش او را آرام می کند. نه ! اینها فقط فشنگ های ساچمه ای بکار می برند . پزشگ رویش را بر می گرداند و می بیند از بالاتنۀ یک زن جوان خون بیرون می زند " زن پائین را نگاه کرد ، بعد رفته رفته از هوش رفت و از پا در آمد"
پزشک کمک های اولیه را انجام می دهد. " احتمالا از ناحیۀ آئورت یا ریه آسیب دیده بود" و در طول مدتی کمتر از یک دقیقه از دنیا می رود . در این حال مرد دیگری که کنار او زانو زده بود شروع می کند به شیون : " بچه ام ! بچه ام ! " بعد معلوم می شود که او معلم موسیقی ندا بوده است.
هنگامی که حجازی به خانۀ خود در تهران باز می گردد ، خاموش می ماند. خویشاوندانش می دانند که اتفاقی رخ داده است ، حجازی آشفته و پریشان بنظر می رسد، اما نمی خواهد حرفی بزند. شب وقتی تصاویر ندای در حال مرگ را در تلوزیون نمایش می دهند ، حجازی مرد پیراهن سفید را نشان می دهد و می گوید: " این منم! " خانواده شوکه می شود. حجازی می گوید " ممکن بود من هم کشته می شدم !"



این هم یک عکس ظاهرا قدیمی تر کوئلیو و حجازی است که در وبلاگ کوئلیو پیدا کردم!

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/09ساعت 11:51 توسط سبا |

احمدی علیه احمدی

http://www.radiocp.com/images/nabavi.jpg

با توجه به مناظره های انتخاباتی که بخشی از آنها تا کنون پخش و بخش دیگری از آنها مانده است، فرض می کنیم که احمدی نژاد با خودش مناظره کند، درحقیقت احمدی نژاد واقعی، یعنی همان کسی که شش ماه قبل دولت را اداره می کرد یا نمی کرد، اصلا مگر دولت را کسی اداره می کند؟ مگر مملکت اداره می شود که کسی آن را اداره کند، با احمدی نژادی که در ماه گذشته حمام رفته و بعد از چهارسال دوباره همان بازی قبلی را برای رقابت انتخاباتی شروع کرده مناظره کند. فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟

 

روز، داخلی، استودیوی تلویزیون

 

دور یک میز بزرگ در

استودیوی تلویزیون سه نفر نشسته اند، وسطی مجری مناظره های تلویزیونی است، نفر سمت راست محمود رئیس جمهور یک سال قبل با همان روحیه یک سال قبل آمده است و نفر سمت چپ که تمیزتر و منظم تر به نظر می رسد، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور کنونی و داوطلب انتخابات دوره بعد ریاست جمهوری است.

 

مجری تلویزیون: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین، هفتمین مناظره تلویزیونی میان نامزدهای انتخابات دهمین رئیس جمهور را میان آقای محمود و آقای دکتر احمدی نژاد برگزار می کنیم. در این مناظره آقای محمود و آقای دکتر احمدی نژاد شرکت دارند. من از آقایان خواهش می کنم برنامه های همدیگر را نقد کنند و به سایر نامزدها کاری نداشته باشند. هر نامزد حق دارد در چهار فرصت ده دقیقه مناظره را انجام دهد. از عزیزان درخواست می کنم وسط حرف همدیگر نپرند. براساس قرعه کشی این مناظره آقای دکتر احمدی نژاد مناظره را آغاز می کند و آقای محمود آخرین بخش را در اختیار خواهد داشت.

 

دکتر احمدی نژاد: اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه عرضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. با درود به ملت بزرگ ایران و مجری که ایشان هم از ملت بزرگ ایران هستند و سلام به همه حاضران در استودیو که از ملت ایران هستند و آقای محمود که در این برنامه حضور دارند. من در ابتدا می خواستم به برادر عزیزم محمود بگویم که ایشان را من خیلی دوست دارد و واقعا حرف هایی که در مورد ایشان می خواهم بزنم، واقعا نمی خواستم بزنم ولی ما عهد بستیم که مواظب حقوق این ملت باشیم، اینطور نیست که ایشان قبل از انتخابات شعار بدهند علیه فامیل سالاری و قول بدهند که اعضای ستادشان را سرکار نمی آورند، ولی بعد از انتخاب شدن، متاسفانه کار دیگری بکنند. من مجبورم بگویم که شما برادرتان داوود احمدی نژاد، خواهرتان پروین احمدی نژاد، پسرهای تان، باجناق تان، پسر خاله های تان، آقای مددی، و نود و سه و نیم درصد از کل اعضای ستادتان را که لیستش اینجاست، سر کار آوردید در حالی که هیچ کدام از آنها صلاحیت نداشتند و من مدارک آنها را دارم که شخصا توصیه کردید که  آنها سرکار باشند و درست زمانی که داوودتان به دلیل جرایم مالی که من متاسفم آدمی با این ادعا چطور برادری را که این همه مساله دارد و کارش به دادگاه کشیده، به عنوان بازرس ارشد به کار می گمارد، و شش ماه قبل از انتخابات برش می دارد که حساسیت ها برطرف بشود و فکر می کند که ما در جریان نیستیم، آقای محمود! برادر عزیز! اگر فامیل سالاری غلط است، چطور برای خودتان غلط نیست؟ البته من در اینجا عکس مدارکی دارم که در مورد آن اگر خواستید حرف می زنم، می خواهید اسمش را بگم؟ مردم دوست دارند بدانند؟ بگم؟ بگم؟

 

محمود: بسم الله الرحمن الرحیم. به ملت شریف و بزرگ و عظیم و پهن و دراز و گسترده و تناور و گردآفرید و رستم صولت و پهلوان و قهرمان ایران سلام می کنم و من می خواهم یک گله ای بکنم از آقای دکتر احمدی نژاد که من در مورد مدرک ایشان توضیح خواهم داد، چون من ایشان را واقعا دوست دارم و دلم نمی خواهد که ایشان یک سری حرف های بی دلیل و منطق که گفته می شود تکرار کنند. من متاسفم که شما اینطور فریب کسانی را می خورید که دشمنان این ملت هستند. برادر من! دوست عزیز! شما که بعضی افراد گول تان می زنند و می گویند که مثلا داوود احمدی نژاد برادر من است، اولا که من اصلا برادری ندارم، و تازه اگر هم داشته باشم اسمش را داوود نمی گذارم. یک بار هم آقایی آمد به دفتر و خودش را داوود احمدی نژاد معرفی کرد و مرا بغل کرد، ولی من گفتم که چنین کسی را اصلا نمی شناسم. من اسناد مرکز آمار ایران را در مورد آمار برادران و خواهرانم نشان می دهم. از دوره خاتمی تا سال 88 تعداد اعضای خانواده من کلا 74 درصد کاهش داشته و من الآن اصلا خواهر و برادر ندارم. در مورد پسر من هم که کلا من درست است که پسرم ازدواج کرده ولی دلیل نمی شود که من پسر داشته باشم. خب، آن وقت دشمنان این نوکر ملت شایعه درست می کنند که فامیل های من در فلانجا دزدی کردند، کسی که وجود ندارد چطوری دزدی کرده؟ البته من نمی خواستم بگویم ولی شما مجبورم کردید که بگویم آقای دکتر! شما می توانید بگوئید کی دکتر شدید؟ و دکترای شما را چه کسی صادر کرد؟ و اصولا شما چطور هم استاندار اردبیل بودید و هم دکترا گرفتید؟ من تعجب می کنم از کسی که مدعی مدیریت جهان است، چطور خودش دکترایش بلاتکلیف است، چطور دکترای آقای کردان که این همه به او اعتماد کردید، تقلبی از آب در آمد؟ به یک سووال دیگر هم بگذارید صریحا پاسخ بدهم. ملت ایران مرا می شناسند، می دانند که خادم ملت دروغ نمی گوید، در ستاد انتخاباتی من در سال 1384 اگر نمی دانید بدانید آقایان زاکانی و علی آبادی و سعیدلو و بذرپاش و داوود احمدی نژاد فعال بودند که من بعد از انتخابات همه را کنار گذاشتم. البته عده ای از آنها وزیر شدند، ولی معنی آن این نیست که من آنها را وارد قدرت کردم. نه، همین طوری وزیر شدند، این چیز مهمی نیست، چون من به آنها که پولی نمی دهم، آنها خودشان پول شان را از بانک می گیرند، دولت نهم چنین موفقیتی داشته است.

 

مجری برنامه: ممنونم از آقای محمود تا اینجا 9 دقیقه و آقای دکتر احمدی نژاد تا اینجا 10 دقیقه و بیست ثانیه حرف زدند. آقای دکتر بفرمائید.

 

دکتر احمدی نژاد: من می خواهم مجددا تاکید کنم که من واقعا شما را دوست دارم و اگر حرفی می زنم بخاطر خودتان است، وگرنه اصلا نمی گفتم. ببینید! مدرک دکترای من موجود است و وزارت خارجه و وزارت کشاورزی و سازمان حفاظت از حیات وحش آن را تائید کردند و هیچ شبهه ای در آن نیست. مساله ما روشن است، چون اصولا دروغ توی کار من نیست. در مورد آقایان زاکانی و علی آبادی و بذرپاش و داوود احمدی هم من عکس آنها را آوردم که در جلسه هیات دولت هستند، صدای آنها را هم تلفنی ضبط کردیم که نوارش را وزارت اطلاعات آورده است و همین جاست. پس معلوم است که چه کسی به این ملت عظیم و پهناور و غلیظ و کلفت و عزیز و ناناز دروغ می گوید. من نمی خواهم وارد این جزئیات بشوم و صرفا می خواهم مقایسه کنم دولت نهم را با دولت های قبلی. من تعجب می کنم چطور آقا محمود براساس اطلاعات غیردقیق که کلا همه اطلاعات دقیق پیش من است و همین جا هم هست حاضر شدند در کنار چهار کاندیدای دیگر بازیچه دست جریان قدرتمندان فاسد بشوند. آقای محمود! مگر شما خودتان نبودید که زمان آقای ناطق نوری از ایشان حکم گرفتید و به ماکو رفتید، و مگر ناطق نوری و پسرش آن فسادها را نداشتند که من اصلا در این مورد حرف نمی زنم. من نمی خواهم بگویم که همین شما بودید که در زمانی استانداری اردبیل وقتی گروهی از دانشجویان مخالف علیه آیت الله هاشمی شعار می دادند، در مورد ایشان گفتید " هاشمی جزو سرمایه های بزرگ انقلاب است." پس می خواهم بگویم که پشت شما چهار نفر یعنی همان سه نامزد و هم شما جریان خانواده هاشمی است که می خواهد این فرزند ملت را از حلقه قدرت بیرون بیندازد. آیا پشت سر شما هاشمی و خانواده او نیست؟ و یک توضیحی هم باید بدهید که ماجرای آن 300 میلیون تومانی که در اردبیل گرفتید چی شد؟ البته 300 میلیون تومان به پول آن موقع گرفتید که اگر فرض کنیم ده سال قبل گرفته بودید و به دلار هفت تومنی محاسبه شده بود، در شرایطی که نرخ تورم سه رقمی دوره هاشمی بود، الآن می شد 490 میلیارد دلار که این بالاترین رقمی است که کسی فساد مالی داشته است. البته من مجددا می خواهم به یک خانمی اشاره کنم که پرونده اش اینجاست و ایشان اصلا رای نیاورد و مسائلی داشت، می خواهید اسم ایشان را بگم؟ بگم؟ بگم؟

 

محمود: خدا را شکر می کنم که همه این ملت به این فرزندشان توجه دارند و همه چیزش را می دانند، و لزومی به توضیح ندارد. اولا می خواستم بگویم اینکه ما با آقای ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی کار کردیم، جزو افتخارات ماست، و اینها غیر از آقا و امام زمان کسانی هستند که ما با هم می نشینیم و پشت سر دیگران حرف می زنیم و می خندیم و اختلافی بین ما نیست. یک مواردی هم هست که برمی گردد به 300 میلیون تومانی که گفتید که اصلا چنین چیزی نبود، من اسناد وزارت کشور را دارم که اصلا کل این قضیه 300 میلیون تومان دروغ است و پرونده سازی است که دشمنان ما کردند و وزارت کشور هم گواهی کرده که من اصلا استاندار اردبیل نبودم، اگر هم بودم اصلا اردبیل استان نبود و شما براساس یک شایعات نامربوطی برداشتید چنین حرفی می زنید. اصلا اردبیل روی نقشه وجود ندارد، من نقشه هم آوردم، این نقشه ماست که تائید شده و در آن جایی به نام اردبیل وجود ندارد. حداقل می خواستید دروغ بگوئید یک شهری را می گفتید که وجود داشته باشد، مثل گرمسار، نه اردبیل که وقتی وجود نداشته من 300 میلیون تومان را از کجای آن گرفتم و من می گویم که هر کس آن 300 میلیون تومان را برداشت همه اش مال خودش. اما من می خواهم به نکته ای اشاره کنم که واقعا اگر قرار است به حساب ها رسیدگی شود، شما جواب بدهید، الآن این همه پوستر، دی وی دی، سفر با هلی کوپتر، صدها اتوبوس، این همه سفر استانی و این همه فیلم را شما ساختید و خرج تبلیغات کردید، با کدام پول؟ غیر از اینکه از بودجه دولتی استفاده کردید و سه میلیارد دلار کلا خرج تبلیغات شما شده است. من تعجب می کنم چطور شما از هلیکوپتر دولتی که فقط مال دولت است برای سفر تبلیغاتی استفاده کردید؟ هزینه همین هلیکوپتر فقط برای بلند شدن و نشستن اش حدود 20 هزار دلار است که اگر همین را با نرخ تورم زیمبابوه حساب کنیم می شود یک میلیارد دلار و اسناد و مدارکش موجود است که این هلیکوپترها را شما استفاده شخصی کردید. من دیگر حرفی ندارم، چقدر از وقت من باقی مانده است؟

 

مجری برنامه: تا به حال شما آقا محمود 21 دقیقه حرف زدید و دکتر احمدی نژاد 22 دقیقه و نیم و حالا شما باید پاسخ بدهید.

 

دکتر احمدی نژاد: حالا که بحث هلیکوپتر شد من می خواهم در مورد انتخاب شخصی حرف بزنم به نام پروین ( خیره می شود به محمود و با شیطنت می خندد) که البته شما ایشان را می شناسید و تا آنجا که من می دانم خواهر شما هستند، ایشان مدرک تحصیلی شان را در دوره لیسانس و فوق لیسانس کلا با معدل نه و نیم در چهل دقیقه گرفتند و بعدا هم در انتخابات شورای شهر با تقلب که همه اسناد آن الآن زیر بغل دکتر چمران است، موجود است و ایشان در حقیقت تحمیل شد به یک مجموعه ای. البته من تعجب می کنم که شما چطور با این جریان برخورد نکردید در حالی که بالاخره مردم انتظار ندارند کسی که خودش را طرفدار نخبگان و دانشگاهیان می داند، یک چنین کارهایی بکند. این را باید ملت بداند. از طرف دیگر خب حساب و کتاب ما روشن است، هیچ بودجه ای برای تبلیغات ما مصرف نشده، دویست میلیارد تومان در کل خرج تبلیغات کردیم که اگر با دلار هفت تومانی حساب کنیم، چون شیوه تبلیغات ما مثل شیوه تبلیغات سال 1360 بود، پس با همان نرخ هم حساب می شود که اگر میانگین آن را به نسبت گذشته بگیریم و در مدت سی سال فرض کنیم این بودجه مصرف شده، دویست تقسیم بر هفت می شود شصت و پنج و دو دهم تقسیم بر سی سال که فرض می کنیم هر سال بطور متوسط پانزده ماه داشته باشد، کلا هزینه تبلیغات ما شد چیزی در حدود چهار میلیون تومان که پولش را همین ملت که ما برای شان نامه می نویسیم به ما می دهند و ما برخلاف بقیه که بودجه های کلان تبلیغاتی دارند، نداریم. یک نکته ای هم که باید بگویم در مورد هلیکوپتر است که اصلا چنین چیزی وجود ندارد، من برای رفتن از نقطه " آ" به نقطه " ب" احتیاج به یک وسیله داشتم و براساس این منحنی اگر ببینید، عبور از این نقطه فقط با هلیکوپتری است که تازه من هم سوار آن نشدم، یعنی وقتی داشتم عبور می کردم دیدم یکی از مسوولان حفاظت گفت ما توی هلیکوپتر هستیم و من هم ایشان را بخاطر تخلف بیرون کردم. گفتم یعنی چه که یک مسوول سوار هلی کوپتر بشود. اینها به کنار من می خواهم از آقای محمود سووال کنم شما وقتی از نیویورک برگشتید، در دیدار با آیت الله جوادی آملی گفتید که من در هاله نور بودم. من تعجب می کنم چطور شما گفتید در هاله نور بودید، و بعدا هم معاون تان گفت که در سوریه کسی گفته است اگر پیامبری بیاید به شکل محمود خواهد بود. من تعجب می کنم چطور چنین حرفی زدید؟ و می خواهم تاکید کنم شما بالاخره جواب ندادید آن 300 میلیون تومان اردبیل چی شد؟

 

محمود: البته شایعاتی در این موارد بود که من هم شنیدم و حتی فیلم آن را پسرم خریده بود که دیدم و برایم جالب بود که طرف خیلی شبیه من بود، ولی بالاخره چنین چیزهایی را می سازند و حتی در زمان امام هم یک فیلم ساخته بودند به اسم خانه دوست کجاست، آیا این دلیل می شود که چون در آن زمان چنین فیلمی ساخته شد ذره ای دامن امام ملکوک می شود؟ من تعجب می کنم از شما که چرا این فیلم را دیدید؟ و اصلا این چیزها چه اهمیتی دارد، ما مسائل مهم تری در کشور داریم که اصلا این مسائل توی آن مطرح نیست. در شرایطی که ما رفتیم کشوری را که روسای جمهور قبل آبروی آن را برده بودند و بطور مثال تا قبل از حضور من در صحنه اصلا هیچ کس مرزهای ایران را برسمیت نمی شناخت، و دائم تانک های روسیه و انگلیس و فرانسه از خیابان های تهران رد می شدند، به یک جایی رساندیم که مجبور کردیم شورای امنیت سازمان ملل چهار بار با اکثریت قاطع تولید هسته ای ما را برسمیت بشناسد و این اصلا باورکردنی نبود. بطوری که حالا وقتی به آمریکا می روم ایرانی ها می گویند از اینکه پاسپورت توسط دولت نهم کشف شد، افتخار می کنیم و آنها می توانند در عالی ترین شکل به ایران بیایند و بعد از مدتی زندان برگردند به آمریکا، در حالی که قبلا در دوران دولت قبلی کسی از آنها نمی آمد و تعداد ایرانیانی که از زندان آزاد شدند در دولت ما هشت برابر دولت قبلی بود. من دیگر نمی خواهم حرفی بزنم ولی واقعا همه دنیا می دانند که ما موفق شدیم که کشورمان را از یک اقتصاد ویران به یک قدرت اول اقتصاد جهان تبدیل کنیم، الآن روسای جمهور به ما زنگ می زنند و می پرسند که چکار کنیم و ما وقت نداریم جواب بدهیم و خیلی مسائل دیگر که من تعجب می کنم چرا مطرح می شود.

 

مجری: وقت شما تمام شده و فقط برای خداحافظی می توانید با مردم حرف بزنید.

 

دکتر احمدی نژاد: البته من از مردمی که می دانم به من رای می دهند می خواهم با فرض اینکه من قبلا چنین حرف هایی نزده بودم و می دانند که ما می توانیم با مدیریت جهان به تولید هسته ای برسیم و عزت مان را حفظ کنیم به من رای بدهند.

 

محمود: من هم قول می دهم همین سیاست هایی که تا به حال داشتم تا مرز روانی کردن کامل مردم ادامه بدهم تا در کلیه رشته های روانکاوی هم پیشرفت کنیم و مردم مثل رئیس جمهور و رئیس جمهور از جنس مردم باشد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/03/19ساعت 9:50 توسط سبا |

سلام ...این روزا مهمترین بحث توی جامعه بحث انتخابات و احمدی نژاد و دارو دستشه ...که فارغ از همه بحثها وجبهه گیریها از سال ۵۷ تا به امروز چنین گندی به این مملکت زده نشده بود واسه همینم باید هر کاری میتونیم انجام بدیم تا این مردک دوباره بر صندلی ریاست جمهوری نزول اجلال نفرمایند...هر چند لازم نیست کارخاصی انجام بدیم فقط باید دروغهای تبلیغاتیشو با مدرک رو کنیم....نمونه هایی از دروغهایی که دیشب در مستندش گفت به اضافه مدارک دروغگویی ایشان:  

احمدی نژاد بزرگترین دروغ تبلیغاتیش را گفت

پالایشگاه پارسیان در همین دولت کلید خورد و در همین دولت پایان یافت،فازهای 9 و 10 در این دولت شروع و تمام شد

به گزارش اختصاصی پایگاه خبررسانی عبرت در حالیکه محمود احمدی نژاد پیش از این نیز در طرح مصادیق مختلف و از جمله اشاره به سفر خاتمی به فرانسه و بسیاری دیگر از موارد نکاتی را مطرح کرده بود که با واقعیت فاصله داشت اما در بزرگترین دروغ سال و در فیلم تبلیغاتی به نمایش در آمده او با اشاره به طرحهای افتتاح شده دولت نهم بزرگترین دروغ تبلیغاتی خود را گفت تا نشان دهد که او شیفته خدمت است یا ....

به گزارش عبرت محمود احمدی نژاد در این فیلم که از شبکه 1سیمای جمهوری اسلامی پخش شد با صراحت تمام به نکاتی اشاره کرد که با مستندات ارائه شده اثبات میکند که او برای موفقیت هر چیز غیر واقعی  را خواهد گفت :

وی در بخشی از سخنانش گفت:در این دولت بیش از صد هزار پروژه شروع شد که هفتاد هزار تای آن تمام شد

و ادامه داد

این هفت ،هشت!!! میلیون تن فولاد که اضافه شد فهمه اش در این دولت بود

پالایشگاه گاز پارسیان که بزرگترین پالایشگاه گازی کشور است در همین دولت کلید خورد و در همین دولت تمام شد و ما نرسیدیم بریم افتتاحش کنیم

همین  بسیاری  از پتروشیمی ها و بعضی از فازهای پارس جنوبی ،فاز 9 و 10 در این دولت شروع شد و در این دولت تمام شد

ما به همین میزان سخنان ایشان اکتفا کرده و بدون هرگونه دخل و تصرف به مستندات موجود اشاره می کنیم

1- پالایشگاه پارسیان

سر فصل اخبار روز سه شنبه 25  شهریور 1382  سایت ریاست جمهوری

مراحل نخست میدان گازى "تابناک " و پالایشگاه گاز "پارسیان " با حضور خاتمی بهره بردارى شد

شیراز ، ایرنا : مراحل نخست میدان گازى "تابناک " و پالایشگاه گاز "پارسیان "، عصر امروز (سه شنبه 25 شهریور 82) باحضور "محمد خاتمی " رییس جمهورى به بهره بردارى رسید.

 میدان گازى تابناک با بیش از۸۵۰ میلیارد مترمکعب ذخیره گاز درجا و میلیون بشکه میعانات گازى درجا، بزرگترین میدان گاز شیرین کشور است که تاکنون شناسایی شده است .

 تولید روزانه ۴۵ میلیون مترمکعب گاز و۲۱ هزار بشکه میعانات گازى را دارد، تامین کسرى مصارف داخلی و یا صدور گاز و میعانات گازى به خارج از کشور است .

 مرحله نخست این پروژه براى تولید و تحویل روزانه ۲۵ میلیون مترمکعب گازو۱۲ هزار۵۰۰ بشکه میعانات گازى با۱۲ حلقه چاه آماده شده است و با تحقق این هدف ، هم اکنون این میزان گاز آماده تحویل به پالایشگاه پارسیان است .

طرح توسعه میدان گازى تابناک ، از اواخر سال۷۸ ۱۹۹۹() به شرکت مهندسی وتوسعه نفت واگذار شده است .

پالایشگاه گاز پارسیان نیز با هدف تفکیک مایعات گازى از گاز و همچنین اصلاح مشخصات نقطه شبنم گاز خروجی پالایشگاه از نظر آب و هیدروکربور به میزان ۴۸ میلیون مترمکعب گاز شیرین در روز  و ۲۵  هزار بشکه مایعات گازى ، افتتاح شده است .


بهاى این مایعات گازى تقریبا برابر۵۰۰ میلیون دلار در سال خواهد بود. مرحله نخست پالایشگاه به میزان ۲۵ میلیون مترمکعب گاز و جداسازى ۱۲ هزارو۵۰۰ بشکه مایعات گازى رسما به بهره بردارى رسید. بهاى مایعات گازى برابر۲۵۰ میلیون دلار در سال و ارزش گاز خروجی این بخش به قیمتهاى واقعی برابر۳۵۰ میلیون دلار در سال است .

 تاسیسات عمومی مورد نیاز این طرح نظیر سیستم آتش نشانی ، تامین هواى ابزارى دقیق ، آب، برق ، محوطه و ساختمان کنترل، احداث شده است .در آینده ، با افزایش تاسیسات لخته گیر قسمتهاى تفکیک کننده مایعات گازى از یکدیگر و اصلاح نقطه آب و هیدروکربور مایعات گازى به تفکیک پروپان ، بوتان ، بنزین طبیعی به منطقه پارس جنوبی ارسال خواهد شد و۴۸ میلیون مترمکعب گاز تولیدى در روز وارد خط چهارم سراسرى گاز خواهد شد.

زنگنه وزیر نفت در مراسم افتتاح فاز اول پالایشگاه گاز پارسیان و میدان گازى تابناک گفت : توسعه بازار داخلی گاز و استفاده از این محصول در برنامه جدى وزارت نفت قرار دارد که لازمه این کار توسعه میادین گازى است . وى افزود :

 اولویت اول وزارت نفت در برنامه هاى توسعه ، توسعه طرح پارس جنوبی است ، اما براساس نیازهاى موجود، برخی از میادین گازى موجود در خشکی از جمله حوزه تابناک نیز مورد نظر است . "بیژن نامدار زنگنه " یادآور شد :

حوزه گازى فارس در جنوب این استان شاملچهار میدان تابناک ، "شانول"، "وراوى " و "هما" است که همه داراى گاز شیرین هستند و پالایشگاه پارسیان در وسط این چهار میدان قرار دارد.

وزیر نفت تصریح کرد : کلیه گاز مورد نیاز مصرفی استان فارس از این میادین تامین می شود. وى اظهارداشت : براى احداث مراحل نخست میدان گازى تابناک و پالایشگاه پارسیان ، در مجموع دو هزارو۹۰۰ میلیارد ریال هزینه شده است و براى تکمیل این پروژه به دو هزاو۸۰۰ میلیارد ریال دیگر نیاز است .

 رییس

جمهورى در آیین بهره بردارى از مراحل نخست میدان گازى تابناک و و افتتاح فاز نخست پالایشگاه گاز پارسیان فعالیتهاى انجام شده در عرصه نفت و گاز را فراتر از برنامه هاى دولت دانست .

 وى گفت : این طرح یکی از طرحهاى ارزنده و خوب است و فعالیتهایی که در این زمینه انجام شده است ، در تقویت اقتصاد و صنعت و پشتوانه امنیت کشور بسیار حایز اهمیت است . خاتمی ، فعالیتهاى انجام شده در حوزه پارس جنوبی را قابل تقدیر دانست و افزود :

پارس جنوبی امروز کانون مسلم قوت اقتصادى و صنعتی کشور است . وى ابراز امیدوارى کرد، از برکات این طرحها مردم محروم منطقه "لامرد" و "مهر "بهره مند می شوند. رییس جمهورى در یک تماس تلفنی با مهندسان و کارگران پالایشگاه گاز پارسیان و میدان گازى تابناک ضمن خسته نباشید و تقدیر از آنان اظهار امیدوارى کرد با اجراى این طرحها زمینه اى براى تحول و توسعه منطقه فراهم شود. همچنین با حضور رییس جمهورى عصر امروز عملیات اجرایی فاز دوم پالایشگاه گاز پارسیان نیز آغاز شد

افتتاح‎ پالایشگاه ‎گاز پارسیان ‎با حضور خاتمی‎

24  شهریور 1382  


 تهران‎ ـ آقای‎ خاتمی‎ رئیس‎ جـمهـور امـروز دوشنبه‎‎ به استان‎ فارس‎ سفر می‎ کند. در سفر رییس‎ جمهور مرحله‎‎ نخست‎ پالایشـگـاه گاز پارسیان‎ و طرح‎ توسعه‎‎ نیـروگـاه سیـکـل‎ ترکیبی‎‎ شیراز به‎‎ بهره برداری‎ میرسد. اجرای‎ طرح‎ توسعه‎‎ نیروگاه سیکـل‎ تـرکـیبـی‎ شیراز ازسال‎ 77 آغـاز و بـرای‎‎ اجـرای آن‎ 1900 میلیارد ریال‎ هزینه‎‎ شده است‎. با بهره ‎برداری‎ ازاین‎ طرح‎ 1700 مگاوات‎ برق‎ به‎‎‎‎ شبکه سراسری‎‎ اضافه می‎شود.اجرای مرحلـه نخست‎‎ پالایشگاه‎ گاز پارسیان‎ نیز با ظرفیـت تولید 20 میلیون‎ مترمکعـب‎ گـاز درروز بـا 1300 میلیارد ریـال‎‎ اعـتبـار درسـال 1380 آغازشد. پالایشگاه‎‎‎ گاز پارسیان‎ در سه مرحله طراحـی‎ شده است‎ و برای‎‎ اجرای کامل‎ آن‎ 8 هزار میلیارد ریال‎ سرمایه‎ گذاری‎ خواهد شد

http://former.president.ir/khatami/cronicnews/1382/8206/820624/index-f.htm

http://former.president.ir/farsi/cronicnews/1382/8206/820625/index-f.htm لینک خبر

مناقصه فاز دوم پالایشگاه پارسیان تا ۱۵ تیر 86 تمدید شد


 

با صدور مجوز از سوى شرکت ملى گاز ایران، مناقصه فاز دوم پالایشگاه گاز پارسیان تا ۱۵ تیر ماه سال جارى تمدید شد.به گزارش ابرار اقتصادى و به نقل از روابط عمومى شرکت مهندسى و توسعه گاز ایران، میرزا محمدى مجرى طرح پالایشگاه گاز پارسیان، با اعلام این خبر گفت:

 بعد از طى مراحل قانونى با انتخاب شرکت هاى داخلى واجد شرایط، مدارک مناقصه براى انتخاب پیمانکار EPC طرح، در اسفند ۸۵ توزیع و اعلام گردید تا ۲۴ خرداد ۸۶ پیشنهادات فنى ارائه شود اما تا این تاریخ قریب به اتفاق شرکت کنندگان در مناقصه تقاضاى تمدید زمان ارائه پیشنهادات را داشته اند.وى گفت:

 دراین راستا با مجوزى که از سوى شرکت ملى گاز ایران صادر شد زمان مناقصه حداکثر ۳ هفته تمدید گردید، بنابراین مناقصه فاز دوم طرح تا ۱۵ تیر ماه ۸۶ ادامه دارد.میرزا محمدى با اشاره به اینکه بر اساس برنامه ریزى هاى انجام شده باید بتوانیم تا نیمه دوم سال جارى کار انتخاب پیمانکار و مناقصه را به اتمام رسانده تا ضمن عقد قرار داد با پیمانکار انتخاب شده پیش پرداخت انجام، ضمانت نامه ها اخذ و L/C اول خرید باز شود، گفت:

بودجه لازم براى فاز دوم از روش بیع متقابل ۲ از طریق شرکت نیکو تامین مى شود.وى افزود: طبق برنامه، فاز دوم طرح پالایشگاه گاز پارسیان باید ظرف مدت ۳۲ ماه از تاریخ شروع قرارداد به پایان برسد.میرزا محمدى افزود: محصولات این پالایشگاه در فاز دوم عبارتست از ۸۵۰ هزار تن اتان در سال، ۴۵۰ هزار تن پروپان در سال، ۳۱۰ هزار تن بوتان در سال و پس از تکمیل فاز دوم ۱۱ میلیون بشکه مایعات گازى شیرین در سال خواهد بود.وى یاد آور شد: هم اکنون تا ۳۲ هزار بشکه در روز مایعات گازى از واحدهاى ۴۰۰ و ۵۰۰ پالایشگاه پارسیان استحصال مى شود.

وى افزود: کل محصول اتان استحصال شده با خط لوله به پتروشیمى جم در عسلویه تحویل خواهد شد و پروپان و بوتان و C5+ بدست آمده نیز با خطوط لوله مجزا به عسلویه منتقل و در سایت ذخیره سازى عسلویه درمخازن مربوطه جهت صادرات نگهدارى مى شود.میرزا محمدى با اشاره به اینکه قیمت یک بشکه مایعات نفتى گاز از یک بشکه نفت خام بیشتر است، گفت: در آمد حاصل از پالایشگاه گاز پارسیان بعد از تکمیل فاز اصلى بیش از یک میلیارد دلار در سال خواهد بود که این امر نشان دهنده اهمیت والاى پالایشگاه گاز پارسیان است چرا که در کمتر از یک سال مى توان هزینه آنرا از محصولات آن و صادر کردن آنها با در نظر گرفتن قیمت صفر براى گاز ارسالى به خط لوله چهارم سراسرى بدست آورد

اما فازهای 9 و 10 که مورد اشاره آقای احمدی نژاد بود ؟؟؟

 تاریخ شروع  اسفند 1381

تاریخ پایان بر اساس قرارداد: اسفند 1387

http://www.nioc.ir/fpublications/ekteshaf/50/pdf/50-04.pdf

براساس مصوبه شورای عالی اقتصاد ، قرارداد اجرای طرح توسعه فازهای 9 و 10 میدان گازی پارس جنوبی در تاریخ 24 شهریور 1381 ، بمبلغ 59/1 میلیارد دلار، بین شرکت ملی نفت ایران و کنسرسیوم GS ، شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت (OIEC) و شرکت تاسیسات دریایی (IOEC) منعقد گردید.

این پروژه، اولین پروژه گازی کشور است که در چنین حجمی به طریق فاینانس (خودگردان) تامین اعتبار شده است. این پروژه با مشارکت بیش از 62% بخش ایرانی و در حدود 38% بخش خارجی (شرکت GS) در حال اجرا بوده که مدت اجرای آن 60 ماه و شامل دو بخش خشکی و دریا میباشد. بخش دریا توسط شرکت IOEC انجام خواهد شد که شامل 2 سکوی سرچاهی، 2 سکوی مشعل و 360 کیلومتر لوله کشی زیر دریا شامل 2 رشته خط لوله 32 اینچ و 2 رشته خط لوله 4 اینچ میباشد

کلنگ فازهای 9و 10 پارس جنوبی در زمان دولت خاتمی به زمین خورد و در این دولت صرفا به بهره برداری رسید  که حرف و حدیث در مورد آن زیاد است

http://www.youtube.com/watch?v=s6H2YyiDW2w فیلم سخنان آقای احمدی نژاد

+ نوشته شده در شنبه 1388/03/09ساعت 13:50 توسط سبا |

سلام خوبین؟

نمیدونین چقدر سخته که بخوای واسه یه نفر که هنوز ندیدیش و نمیدونی چه جوریه خرید کنی

واسش لباس بخری ...کفش . پاپوش لباس گرم و خیلی چیزای دیگه بگیری..تازه شروع کنی واسش یه جلیقه گرم ببافی ...اما مادر شدن این کارایی رو که تا حالا انجام ندادی واست آسون میکنه مثل همین بافتنی بافتن...اما یه کار که از همه سخت تره و باید نظر همه رو اعمال کنی و واسه همینم نمی تونی به نتیجه برسی انتخاب اسم واسه اون فینگیلیه که تو راهه و داره میاد.....از بس که من و باباش و بقیه  نی نی گفتیم بهش میترسم اسمش نی نی بمونه اما خوب منم میخوام اسم پسر قند عسل رو بدونم دوست دارم وقتی باهاش حرف میزنم اسمشو صدا کنم ...میشه یکی به من کمک کنه یه فرهنگ جامع اسم به من معرفی کنینمن میخوام اسمی باشه  که هم ایرانی باشه هم با معنی و مفهوم....کمک

کیکهای خوشمزه

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 13:2 توسط سبا |

قانوني است اما منطقي نيست، منطقي است اما قانوني نيست نه قانوني است و نه منطقي !



دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت: قربان، شما
واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟

استاد جواب داد: بله حتما. در غير اينصورت نمي توانستم يك استاد باشم.
دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب
صحيح داديد من نمره ام را قبول مي كنم در غير اينصورت از شما مي خواهم به
من نمره كامل اين درس را بدهيد.

استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست،
منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟

استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را
به آن دانشجو بدهد.

بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد و
شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال داريد و با يك خانم 35 ساله
ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست. همسر شما يك معشوقه 25
ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست و اين حقيقت كه شما به معشوقه
همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد مي شد نه قانوني
است و نه منطقي !!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/01/18ساعت 8:20 توسط سبا |

سلام

بالاخره سال ۸۷ هم تموم شد و پروندش بسته شد ....تا الان که ۱۵ روز از شروع سال جدید گذشته هیچ کس حتی به سال گذشته فکر نمیکنه ..انگار که اصلا نبوده ... از لحظه تحویل سال هم نگو و نپرس که گند زد به هرچی سال تحویل و توپ در کردن و ساز و دهل زدنه ......با اون تحویل سال اسلامی که از صدا و سیما پخشخ شد هرچی فحش بلد بودم نثار مسبب این واقعه کردیم و به خودمون لعنت فرستادیم که چرا زمان سال تحویلم مثل باقی روزها برنامه های ماهواره و کانالهای اونور آب رو دنبال نکردیم و خواستیم به صدا و سیما افتخار بدیم و واسه چند دقیقه هم که شده برنامه های آبکیشون رو ببینیم...اما چشمتون روز بد نبینه با لباس تمیز و فوکول کراوات زده و موهای شونه کرده تر و تمیز با پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ نشسته بودیم سر سفره هفت سین و منتظر که مجری بیاد و شمازش معکوس شروع بشه و بگه ةغاز سال ۱۳۸۸ وبعدم صدای ساز و دهل معروف تحویل سال بیاد ....اما جز صدای نکره یه آدم که فکر میکرد واسه اذان گفتن ساخته شده اذان بی موقع پخش شد من نمیدونم این همه اعتماد به نفس رو اینا از کجا میارن و هر کی از باباش قهر میکنه میشه قاری قران و موذن کاش همه اینا میدونستم که صدای دلنشین میخاد اذان گفتن نه ریش و پشم بلند...خدا پدر ومادر موذن زاده رو بیامرزه که هنوزم که هنوزه صدای اذانش آدم رو سر جا میخگوب میکنه ....و همه ما تو کف این بودیم که کی سال تحویل شد و عید شروع شد و بریم سراغ ماچ و بوسه و عیدی گرفتن! خدا همه دست اندر کاران این کار و به سزای عملشون برسونه.......  

 سال گذشته واسه من پر از تجربیات جدید بود ...تجربه مادر شدن از همه مهمتر و بزرگتر بود با اینکه هنوز تا دنیا اومدن این وروجک مونده اما تمام فکر و ذکر منو مشغول کرده وتمام دنیام معطوف شده به یه انسان دیگه که داره از وجود من تغذیه میکنه و بزرگ میشه و هر روز با تکون خوردنا ودست و پازدناش ابراز وجود میکنه و جای خودشو توی دل منو باباش باز میکنه ....واقعا از همین حالا داریم واسه به دنیا اومدنش روز شماری میکنیم......هنوز نمیدونیم این کوچولو دختر یا پسر واسه همینم نی نی صداش میکنیم ...منکه میترسم اسم نی نی واسه همیشه روش بمونه .امسال نی نی کوچولوی ما بااین که هنوز به دنیا نیومده بود کلی عیدی امضا شده گرفت و تازه پدر بزرگ من که این نینی میشه اولین نتیجش کلی کادو وعیدی واسش سوغات آورده بود ......از حالا معلو م میشه که این نی نی کوچولوی ما کلی واسه خودش برو بیایی داره

خب بسه خیلی پرچونگی کردم  یه مطلب جالبم یکی از دوستان گذاشته اینجا برین بخونین و لذت ببرین

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/15ساعت 13:10 توسط سبا |

سلام به همه دوستای گلم ...خیلی وقت میشه که نتونستم بیام اینجا و مطلب بنویسم ،از اون روز که گفتم دارم مامان میشم اینقدر این فسقلی منو اذیت کرده که نگو ۲ ماه کامل همش من استراحت داشتم و خونه خوابیده بودم و نمیتونستم بیام سر کار ....تازه وقتی هم که اومدم اینقدر کار عقب مونده داشتم که نگو .اما از امروز سعی میکنم شاگرد منظمی بشم و زوذ به زود بیام .خب بسه دیگه هر چی دلیل و برهان و توجیه ......امروز باید برم دکتر تازه وا رد ماه ۵ شدم و دلم میخواد بدونم نی نی من چیه ..دخمل قشنگ یا پسر کاکل زری! دعا میکنم امروز دکتر بهم بگه که چیه می خوام زودتر بتونم با اسمش باهاش حرف بزنم .
راستی یه مطلب خیلی جالب دیدم از ریحانا خواننده معروف که فک کنم تا مدتها نتونه با این قیافه ای که به هم زده جلوی دوربین بره. شما هم بخونین و بدونین:
 

 به رغم گذشت دو هفته از زدو خورد ریحانا خواننده آمریکایی و نامزدش کریس براون که منجر به بستری شدن ریحانا در بیمارستان و عدم حضور او در مراسم اهدای جوایز گرمی شد، اخبار مربوط به این درگیری همچنان تیتر یک نشریات زرد آمریکایی و انگلیسی است.

 بعد از اینکه پلیس لس آنجلس تصویری که پلیس بعد از این درگیری از ریحانا در اختیار داشت را منتشر کرد، این ماجرا بیش از پیش سر زبان ها افتاد.

تصویری که پلیس در اختیار TMZ قرار داد به مراتب از همه مونتاژهایی که در این مدت در اینترنت به چشم می خورد دلخراش تر و بدتر بود.

کار به جایی رسید که حتی براون با اتهام تلاش برای قتل هم مورد بازجویی قرار گرفت ولی بنا به درخواست خود ریحانا تبرئه شد.

نشریه TMZ که برای اولین بار این عکس را منتشر کرده، در گزارش خود بیانیه پلیس در این رابطه را آورده که در آن نوشته شده پلیس لس آنجلس تحقیقات داخلی خود را برای یافتن فردی که این عکس را پخش کرده آغاز کرده برای اینکه اصلا قرار نبوده چنین تصویری به روزنامه ها راه یابد.

چهره ریحانا که اصلیت بارابادوسی دارد در این تصویر به خاطر شدت جراحات وارده تقریبا غیرقابل تشخیص است.

کریس براون در حال حاضر به اتهام ضرب و شتم و اعمال خشونت مفرط تحت بازجویی قرار دارد و حتی گفته می شود که او در لحظه کتک زدن ریحانا حتی قصد داشته سر او را از تنش جدا کند. ولی این اتهام بعد از اینکه ریحانا اعلام کرد که هنوز نامزدش کریس براون را دوست دارد، تقریبا منتفی به نظر می رسد.

با این حال بیشتر روزنامه های  انگلیسی و آمریکایی شماره آخر خود را به ماجراهای مربوط به این حادثه اختصاص داده اند.

مجله استار انگلیس با گزارشی مفصل از پشت پرده ماجرایی که باعث ایجاد این درگیری شده پرده برداشته و نوشته که شدت جراحات وارده روی صورت ریحانا به اندازه ای است که شاید برای ترمیم آنها نیاز به عمل جراحی پلاستیک باشد.

مجله پیپل آمریکا هم در گزارش اصلی خود به این موضوع پرداخته و از نارضایتی پدر ریحانا بابت انتشار تصاویر شوکه کننده دخترش در روزنامه ها نوشته است.

البته دلیل دیگری که باعث شد موضوع ریحانا تا این اندازه این هفته خبرساز شود، تولد 21 سالگی او بود و هزاران هزار نفر از هواداران او به این خاطر با ارسال پیام های تبریک برای خواننده جوان آمریکایی، با او اظهار همدردی کردند.

پیپل همچنین اولین اظهار نظر ریحانا بعد از این ماجرا را هم منعکس کرده که گفته حالش خوب است و از حمایت همه هواداران و دوستانش تشکر می کند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13ساعت 7:26 توسط سبا |

نمیدونم چی باید بگم یه اتفاق جالب واسم افتاده ...یه تجربه که تا حالا نداشتم و از الان باید تجربش کنم با بد و خوبش بسازم تا همه چی به خیر و خوشی تموم بشه ...من دارم مامان میشمو نمیدونم باید چیکار کنم ...هر کی شنیده از صبح داره بهم تبریک میگه و میگه من که باور نمیکنم این زلزله داره بزرگ میشه و میخواد مواظب یه بچه دیگه باشه آخه باید یکی خودشو کنترل کنه  در ضمن فک کنم بچه منم مثل خودم مردادی بشه ...شیطون و باحال!٬!  واسم دعا کنین که خدا یه کوچولوی سالم و باهوش و خوشگل و بور و چشم آبی بهم بده
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 6:10 توسط سبا |

رابطه با آمریکا بد است البته اگر از طرف خاتمی مطرح شده باشد

توهین به مراجع عظام اشکالی ندارد البته اگر توهین کننده حاج منصور ارضی باشد

نشان دادن شاه و بیبی در تلویزیون اشکال نداره البته اگر کارگردان فیلم ده نمکی باشه

توهین به نوه امام اشکالی نداره البته اگر این نوه امام(خانم اشراقی) همسر محمدرضا خاتمی باشه

جعل مدرک اشکال نداره البته اگر جاعل کردان باشه

پخش اهنگ داریوش از تلویزیون اشکالی ندارد البته اگر موسیقی متن مستند احمدی نژاد در نیویورک باشد

بوسیدن نامحرم اشکال ندارد البته اگر معلم احمدی نژاد او را ببوسد

.....

مطمئنا همه شما از این تضاد ها زیاد سراغ دارید که دل هر ایرانی رو به درد میاره

+ نوشته شده در شنبه 1387/08/18ساعت 8:39 توسط سبا |

سلام به همه دوستان عزیزم خوبین؟خوشین ؟سلامتین؟دماغتون چاقه؟؟

این چند وقته که نبودم کلی کار ریحته بود سرم که تا رفع و رجوع کنمشون خیلی وقت گرفت اول که واسه شرکت در مراسم عروسی یکی از اشنایان نزدیک یه چند روزی رفتیم سفر.دو روز بعد از بازگشت هم که خدا نصیب نکنه باید به خونه جدید نقل مکان می کردیم ...اینم یعنی یک هفته بیگاری به معنای تمام!!!! روز اول یعنی ۲شنبه هفته گذشته تا ساعت ۳ نیمه شب اساس میبردیم!!!!و از اون روز تا دقیقا ساعت ۹ شب روز شنبه همش سر پا مشغول جابجا کردن اساسیه بودیمالان هم با یه عالمه خستگی باید برم سر کار و روز از نو روزی از نو!!!خدا منو رحمت کنههههههه

قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:

 و اما یه مطلب جالب ...من همیشه دوست داشتم بدونم که این ضرب المثلها از کجا و چه جوری شروع شده واسه همینم امروز که این مطلب رو خوندم فهمیدم قضیه ماستمالی کردن از کجا و چجوری شروع شده ...شما هم بخونین ونظر بدین::

«هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند.»

 

Iran Eshgh Group !

 

به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد، زیرا عروسی مزبور در سال ۱۳۱۷ شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد. آری، ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن، از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار می گیرد.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/08/06ساعت 6:11 توسط سبا |